خرید بک لینک
مرد اگر عاشق شود شب زنده دارى میکندزن ولى در عاشقــى ها بیقــرارى میکندمرد ساکت میشود بسیار و با بغض زیاددر درونش موجى از افکار جارى میکندزن اساساً در نبرد عاشقى بازنده است درد را آرامتر با گریه زارى میکندمرد کم صبر است این در چهره اش معلوم نیستزن ولیکــن بیشتر چشــم انتظارى میکندمرد گـاهــــى میرود سمت نیاز و اشتیاقعمدتاً زنهــاى عاقــل را فــرارى میکنددر شکست عاشقى هم باز زن بازنده استچنگ بر دل

برچسب: عاشق,زنده,دارى,ميكند, نویسنده: هلیا کریمیان تاريخ: دوشنبه 27 شهريور 1396 ساعت: 15:28

یکروز می آیی که من، دیگر دچارت نیستماز صبر ویرانم ولی، چشم انتظارت نیستم یکروز می آیی که من، نه عقل دارم نه جنوننه شک به چیزی، نه یقین، مست و خمارت نیستم شب زنده داری می کنی، تا صبح زاری می کنیتو بی قراری می کنی، من بی قرارت نیستم پاییز تو سر میرسد، قدری زمستانی و بعدگل میدهی، نو میشوی، من در بهارت نیستم زنگارها را شسته ام، دور از کدورت های دورآیینه ای پیش توام، اما کنارت نیستم دور دلم دیوار نی

برچسب: يکروز, نویسنده: هلیا کریمیان تاريخ: دوشنبه 27 شهريور 1396 ساعت: 15:28


تو عاشقانه ترین اتفاق ِ بارانی
به یاس های غزل پوش ِ عشق می مانی

از آسمان دعای من آمدی به زمین
برای هم نفسی با دو بال ِ پنهانی

که روسپید شوم پیش اشک های خودم
هنوز مانده به غم آمدی و می دانی

که انتظار مرا سخت مضطرب کرده
بگو که هستی و با من همیشه می مانی

چقدر حال و.هوای نگاهت آرام است
تو چشم های مرا از بری که می خوانی

چقدر با تو به رؤیای خواب نزدیکم
چقدر دور ز کابوس هر پریشانی

به ابرهای دلم تا همیشه مدیونم
تو عاشقانه ترین اتفاق ِ بارانی


برچسب: عاشقانه,ترين,اتفاق,باراني, نویسنده: هلیا کریمیان تاريخ: دوشنبه 27 شهريور 1396 ساعت: 15:28

گاهی چه دلگرفته میشوی از خدا
گاهی از حکمتش ناراضی
و گاهی شاکر و خوشحال
گاهی مشکوک
و گاهی مجذوب عدالتش
گاهی بسیار نزدیک ، گاه دور

خدا همان خداست
ای کاش ما اینقدر گاهی به گاهی نمیشدیم

برچسب: گاهي,گاهي,نميشديم, نویسنده: هلیا کریمیان تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 20:19

آواز عاشقانه ی ما بر گلو نشست حق با سکوت بود چرا در گلو نشست دیگر سرم هوای سرودن نمی کند باهر بهانه بَها در گلو نشست سر بسته ماند بغض گره خوردهء دلم این بُغضهای عقده گشا در گلو نشست هرکس به داغ دل باغ دل نداد ناگاه ناله کرد وُ عزا در گلو نشست آن روز های خوب چه روءیاوُخواب بود خوابم پرید و خاطره ها در گلو نشست هردم مباد گشت و مبادا به باد رفت زیرا زِ یاد رفت و چرا در گلو نشست فرصت گذشت و حرف دلم

برچسب: ديگر, نویسنده: هلیا کریمیان تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 20:19

باور كنيد

شوق اولين سلام


به بغض آخرين خداحافظي 


نمي ارزد 


نمي ارزد


نمي...


برچسب: باور,كنيد, نویسنده: هلیا کریمیان تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 20:19

صفحه بندی